


امشب به یک سایتی برخوردم که ادعا میکنه که اکانت رایگان Rapidshare و Megaupload اعطا میکنه.
من ثبت نام کردم ولی هنوز نمیدونم واقعیه یا نه.
توی این فصل اولین کاری که باید بکنیم اینه که یک کابل درست کنیم تا بتونیم از کامپیوتر توی میکرو برنامه بریزیم. این کابل خیلی پیچیده نیست ولی یک کم دقت میخواد تا پایههای میکرو رو درست وصل کنیم.
کسانی که یک کم تجربه الکترونیکی دارن حتما شنیدن یا دیدن که میکروها رو باید بوسیله یک دستگاه خاصی به اسم پروگرامر (Programmer) برنامههاشون رو توش ریخت. معمولا ساخت یا خرید این دستگاهها خودشون یک داستان مفصلی دارن و خیلیها از کار با میکرو به خاطر همین دنگ و فنگها صرف نظر میکنن. اما.....
اما جناب AVR ما، علاوه بر تمام مزیتهایی که فصل قبل رو به خودش اختصاص داده بود، برنامه ریزیش هم یک شاهکاره.
یعنی کافیه پنج تا سیم از میکرو بکشید به کامپیوتر وصل کنید تا بتونید به راحتی میکرو رو پروگرام کنید.
هیچ دستگاه خاصی برای پروگرام کردن میکروهای AVR احتیاج نیست. ساخت کابل مخصوص پروگرام کردن میکروهای AVR
برای پروگرام کردن یک میکروی AVR تنها به یک فیش پارالل (Parallel) که بهش LPT یا DB-25 هم میگن نیاز داریم.
بعد باید یک سری از پایههای میکرو رو به پایههای فیش پارالل لحیم کرد.
یکی از بهترین پروژه های عملی بچه های برق، الکترونیک، مخابرات و کنترل و خیلی رشته های دیگه، پروژه های الکترونیکی با استفاده از میکرو کنترلرها است.
توی چند قسمت چندین پروژه ساده و جالب رو با میکرو کنترلر درست میکنیم که به درد همه بخوره، هم نمره بگیرین و هم خودتون از اینکه یک مدار ساختین لذت ببرین.
اول از همه بگم که در قسمت اول که الان خواهید خوند، سعی کردم یک کمی مقدمه بگم و طوری توضیح بدم که افرادی هم که علاقه دارن ولی دانش زیادی از الکترونیک ندارن اما از کارهای فنی سر درمیارن بتونن استفاده کنن.
اگه استاد برنامه نویسی میکرو و یا الکترنیک هستید میتونید از این بخش صرف نظر کنید.
مقدمه خوب برای بچه های خوب
میکرو چیه؟
تو فارسی ما استاد خلاصه کردن کلمه های سخت و قلمب سلمبه خارجی هستیم. میکرو در اصل خلاصه شده میکرو کنترلر (Microcontroller) هست. (بعضی وقتها به میکرو پروسسور هم میکرو میگن که یک سری تفاوت عمده داره و به درد این مطلب نمیخوره)
از وقتی الکترونیک اومد زندگی متحول شد و از وقتی IC اومد الکترونیک متحول شد!
از فرمایشات حکیم بزرگوار Lost !!
IC دیگه چیه؟
آی سی یک قطعه الکترونیکی هست که یک مدار خیلی بزرگ رو توی یک فضای خیلی کوچیک فشرده کردن و تنها سیمهای رابطش رو بیرون آوردن. مثلا فرض کنید همین CPU کامپیوتر شما که یک آی سی فسقلی هست حدود 200 میلیون قطعه مختلف توش کار گذاشته شده. حالا تعداد قطعات روی Motherboard خودتون رو بشمرید به زحمت به 1000 قطعه میرسه.
یعنی اگه قرار بود CPU شما رو توی یک بسته کوچیک جاساز نکنند، الان اندازه اون CPU در حدود یک اتاق بزرگ بود.
ما که آخرش نفهمیدیم میکرو چیه؟
میکرو یک IC خیلی جمع و جوره که معمولا چندین هزار قطعه الکترونیکی رو در کنار هم در یک بسته قرار دادن. اینطوری هم در فضایی که یک مدار خیلی بزرگ نیاز داره صرف جویی میشه، هم هزینه ساخت میاد پایین و هم مصرف برق کمتری داره.
مثلا کیبرد شما، ماوس شما، تلوزیون، یخچالهای جدید، ساعتهای دیجیتال، ماشین حسابها، درب بازکنهای تصویری و غیره همه میکرو دارن. کارهایی هم که میکرو میتونه بکنه تقریبا نامحدوده، یعنی از اندازه گیری دما در یخچال، تا دریافت و ارسال مادون امواج قرمز در کنترل تلوزیون، محاسبات پیچیده ریاضی تا کنترل ربات و هوش مصنوعی رو میتونه انجام بده.
این ورد 2007 عجب چیز جالبیه. باز هم مایکروسافت از دستش در رفت و یک برنامه خوب ساخت.
امشب داشتم با ورد کار میکردم که دیدم امکان پست برای وبلاگها رو هم داره. گفتم حتما باید راهش بندازم.
یک خورده ور رفتن باهاش و یک کم جستجو در اینترنت این نتیجه رو داد که به سادگی میشه از ورد به وبلاگ مورد نظرتون پست کنید.
این پست رو الان دارم با همین ورد تایپ میکنم.
فعلا ببینم چطوریه.. هنوز نمیتونم صد درصد بگم که خیلی عالیه.
چون مثل برنامه «Windows Live Writer» که قبلا معرفی کرده بودم قالب وبلاگ رو توش قرار نمیده. ولی امکانات ویرایش بسیار عالی ورد در اختیار آدمه.
برای راه انداختنش این مراحل رو طی کردم.
همونطور که میبینید عکسها رو با استفاده از خود ورد 2007 سایه زنی کردم و تغییر اندازه دادم. تازه میتونید به سادگی چارت و جدول هم به متن اضافه کنید.
فعلا همین قدر بلدم. اگه نکته جدیدی گیرم اومد حتما میگم.
اینو چند وقت پیش توی یک سایت روسی گیر آوردم خیلی برام جالب بود.
My Dear Love,
Yesterday, I was passing by your rectangular house in trigonometric lane. There I saw you with your cute circular face, conical nose and spherical eyes, standing in your triangular garden.
Before seeing you, my heart was a null set, but when a vector of magnitude (likeness) from your eyes at a deviation of theta radians made a tangent to my heart, it differentiated.
My love for you is a quadratic equation with real roots, which only you can solve by making good binary relation with me. The cosine of my love for you extends to infinity. I promise that I should not resolve you into partial functions but if I do so, you can integrate me by applying the limits from zero to infinity.
You are as essential to me as an element to a set. The geometry of my life revolves around your acute personality. My love, if you do not meet me at parabola restaurant on date 10 at sunset, when the sun is making an angle of 160 degrees, my heart would be like a solved polynomial of degree 10. With love from your higher order derivatives of maxima and minima, of an unknown function.
Yours ever loving,
x*y*z
به قول جناب لرد:
پ.ن.: اولن این جناب مجهول الهویه ایکس وای زد هیچ نسبتی با من ندارن و دویومن من اصلا از این سوسول بازیها بلد نیستم که نامه عاشقانه از خودم در کنم. محض روشن شذن قضیه گفتم ها....
داشتم وبلاگهای فارسی رو به دنبال یک پلاگین برای ام تی میگشتم که توی weblog.mojde.com به یک لینک در مورد یک ابزار جدید ماکروسافت برای وبلاگها رسیدم. البته مثل اینکه خیلی وقته این برنامه بیرون اومده ولی خوب من خبر نداشتم :)
دانلودش کردم و تستش کردم. خیلی ازش خوشم اومد. جدیدا ماکروسافت داره برنامه های خوبی میزنه. فکر کنم بالاخره به مشکلات همیشگی برنامه هاش یعنی خشک بودن، سنگین بودن و حجم زیاد و نداشتن راهنمای مناسب داره غلبه میکنه.
مثلا چند وقت پیش ماکروسافت اومد بخشهایی از شرکت Sysinternals رو خرید و یکی دو تا از بهترین برنامه های این شرکت رو (Process Explorer یکی از این برنامه هاست که جای این Task Manager مزخرف ویندوز رو میگیره و کلی امکانات داره) خرید و احتمالا به زودی ازشون توی ویندوز استفاده میکنه.
برنامه بسیار ارزشمند Process Explorer رو حتما دانلود کنید.
حالا هم این برنامه جدیدش به اسم Windows Live Writer یک برنامه برای وبلاگ نوشتن به صورت آفلاینه که با برنامه های دیگه که تو این زمینه دیدم خیلی تفاوت داره.
اول از همه بگم که این مطلب رو با خود این برنامه دارم مینویسم که هم تستش کنم و هم امکاناتش رو بیشتر یاد بگیرم.
عکس بالا رو نگاه کنید. من برنامه Process Explorer رو باز کردم و برای اینکه شما ببینیدش دکمه های Alt+Print Screen رو همزمان فشار دادم. اینطوری از برنامه یک عکس در Clipboard ذخیره میشه. بعد فقط در برنامه Windows Live Writer دکمه Paste رو زدم.
خود برنامه بطور پیشفرض یک سری افکتهای تصویری برای عکس داره. مثلا سایه ای که زیر عکس هست کار خود برنامه است. اسم سایت رو هم خود برنامه توسط گزینه Text Overlay بر روی عکس اضافه کرده.
حالا از خود برنامه بشنوید که سیستمهای وبلاگی زیادی رو پشتیبانی میکنه:
برای تنظیم برنامه فقط آدرس سایت رو بهش دادم و نام کرابری و رمز وبلاگ رو. خود برنامه به راحتی و سرعت تمام تنظیمات وبلاگ من از جمله طبقه بندی های سایت (Categories) قالبهای سایت و نوشته های پیشین رو دانلود میکنه.
فقط کافیه آدرس سایت رو بهش بدین. خودش همه تنظیمات رو به دست میاره.
بعد از تنظیم کار بسیار قشنگ برنامه اینه که میاد قالب سایت شما رو خود به خود دانلود میکنه و محیط نوشتن متن شما رو تبدیل میکنه به همون ستون وبلاگتون.
مثلا الان این عکس رو ببینید:
همونطور که میبینید، چون من توی ستون سمت چپ مینویسم، قالب سمت چپ رو با همون رنگ بندی صفحه وبلاگ و همون عکسهای حاشیه آورده و من متن رو توی اون مینویسم. همین جا هم میبینم که در نهایت چه شکلی میشه و آیا عکسها و متنها بزرگند یا کوچک.
حالا کافیه بر روی دکمه Web Layout کلیک کنید و گزینه Web Preview رو بزنید. در عرض یک سوت و نیم یک پیشنمایش کامل از سایت شما با این مطلبی که الان داشتین مینوشتین رو بهتون نشون میده.
برای این برنامه کلی هم پلاگین نوشته شده که میتونه امکانات برنامه رو افزایش بده.
برنامه هنوز ایرادات زیادی داره ولی کارکردن باهاش خیلی لذت بخشه و میتونه باعث بشه که سریعتر وبلاگها آپدیت بشن.
خود برنامه حجمی در حدود 3.5 مگ داره و میتونیداز اینجا دانلودش کنید.
برای این برنامه باید .Net Framework 2 نصب باشه.
پلاگینهای برنامه رو هم از اینجا میتونید بگیرید.
توجه!
توجه!
قابل توجه علاقه مندان به پروژه هاي الکترونيک و ميکروکنترلرها و روباتيک و این جور خورده ریزها!
عارضم حضورتون که در بخش دريافت فايل سايت گاسانيک می تونید خیلی چیزها بیابید!
همچنین تعداد قابل توجهی مقاله آموزشی و ايده (!) هم در بخش آموزشهاي سايت موجود میباشد!
با تشکر فراوان از اینکه دیگر به ما سفارش پروژه دانشگاهی در زمینه الکترونیک آن هم بصورت رایگان و صلواتی نمی دهید.
:)
ذهنم پر از نوشتهس اما انگار قلمم جوهر نداره ...
بعضی وقتا آدم دوست داره فکر یا احساسش رو جایی بنویسه تا بقیه بخونن ... اما این بقیه خب یه سری استثناها هم داره ...
راستش خیلی وقته که دیگه اینجا احساس امنیت نمیکنم ... از وقتی پای ایمیلهای فورواردی آدرس اینجا رو دیدم یا وقتی راجع به چیزایی که دوست نداشتم سین جیم و بازخواست شدم،
یا دیدم که باید رو در روی افراد خانواده و آشنایان پاسخگوی حرفهایی باشم که برای زدنشون حساب و کتاب ِ این رو نکرده بودم که جزء حرفهای خیلی عمومیه!
جنبهی اینجا و خوانندههاش رو بالاتر از اینا حساب میکردم ...
بگذریم که باید گذشت
داشتم فکر میکردم کار ما یجورایی شیر مرغ تا جون آدمیزادی شدهها!
دیروز یه نفر از این بچه دبیرستانیا (شایدم از اون بچه دبیرستانیا) اومده بود میگفت دستم به شلوارتون که تحقیق میخوام در باب حجاب!!
ما هم یه حجاب توو گوگل سرچ کردیم و چشمتون روز بد نبینه ...
انگار جمیع طلبههای محترم حوزه علمیه قم و کاشان و مشهد نشستن فقط راجع به حجاب مطلب نوشتن ...
خلاصه که سر و ته قضیه رو یجوری جمع کردیم و تحقیقم رو شیرین فروختم به قیمت 14 هزار تومن D:
بعد برای عکسهای تحقیق هم Hijab سرچ نمودیم و خب نتایج جستجو یه مقداری متفاوت بود
این مسئله ی حجاب زنان مسلمان توی اروپا کلاً انگار رنگ و لعاب دیگهای داره
نه یه مسئله ی تعبدی ِ فقهی و خشکه و نه یه مشکل حاد و بغرنج و در حد دسته بیل خوردن از عزرائیل
سخن رو کوتاه میکنم و چند تا لینک که به نظر خودم جالب اومد رو میذارم ... باشد که شما هم خوشتون بیاد!
طرز بستن روسری و حجاب لبنانی که خب توی اروپا و بین خانمهای خارجی که معمولاً با خانمهای عرب مهاجر در ارتباطن خیلی رایجه
(جالبیت قضیه همین خانمه س که داره آموزش میده!)
بعدیش هم یکی از هزار مقاله ی سایت آفتاب در مورد حجاب بود که کلی نقد دارم براش و پر از اشکال بود ... ولی خب در کل خوشم اومد ازش
یه چیز بی ربط هم این موضوع جالب توی عکس نوشتههای جناب نصیری بود که بنده رو به خودش جلب کرد!!
همین دیگه
فعلاً
در مکتب تانترا (Tantra School) اساتید به شاگردان میگویند که در كالبد انسانی، انرژی فردی بصورت ماری چنبره زده در انتهای ستون فقرات قرار گرفته كه كندالينی نام دارد و هوشياری فردی كمی بالاتر از فرق سر در مركزی بنام ساهاسرارا قرار دارد و تمرينات تانترا باعث تسريع فرايند تكامل يا به عبارت ديگر اتحاد هوشياری و انرژی فردی در انسان می گردند.
تانترا نه يك مذهب است نه بخشي از سيستمهاي مذهبي مختلف بلكه مجموعه تكنيكهايي است كه در طول تاريخ توسط گروههاي مختلف مردم در سرتاسر دنيا ، بمنظور دستيابي به رشد و تكامل معنوي مورد استفاده قرار گرفته است.
با توجه به تعاریف بالا میشه بیمار یا همون مریض رو تعریف کرد
به عبارت بهتر، از طريق تمرينات تانترا انرژی كندالنی بيدار شده به سمت بالا حركت كرده ، از چاكراها يا مراكز انرژی كه در امتداد ستون فقرات واقع شده اند می گذرد و در نهایت با هوشياری فردی در ناحيه ساهاسرارا متحد می گردد و این اتحاد نهايی هوشياری و انرژی فردی در ساهاسرارا، اتحاد اوليه پيش از خلقت هوشياری و انرژی كيهانی (شيوا و شاكتی) را تكرار می كند.
همین حالت است که در سایر مکاتب با اسامی متفاوتی مانند اشراق، فناء، حلول و اتحاد و ... خوانده شده
تانترا دانش تجربه و شناخت نامتناهی است از طريق دنيای محدود و متناهی يا به عبارت ديگر روش استفاده از ماديات است برای رسيدن به معنويات.
از اینرو هر چیزی در این مکتب مقدسه .. حتی میشه از لمس کردن بدن کسی که دوستش دارید به کمال برسید (:
خوشحالم برای یکی از بهترین جمعههای تاریخ زندگیم ...
قبلش تفأل میزنم و به نظرم خوب میاد و حافظ هم خوشحاله که ...!
اذان مغرب رو که میگن جلوی مسجدم و دوباره میخونمش و خیلی بیشتر از ظهر پر میشم از لذت ...
هرچند یاد معنی اصطلاح تفرقه و جمع میوفتم و مجلس انس و لمعات و کشف المحجوب و اینکه چقدر حالم گرفته میشد از اینکه حافظ رو غیر عرفانی تفسیر کنن و الان خودم از همین معنی ظاهریش دارم لذت میبرم!
ولی خب ... کلهم اجمعین از کائنات سپاسگذارم (:
شما هم که نمیدونین جریان چیه و از این خودسانسوری به نتیجهای نرسیدید همین تفأل رو بخونین و لذت ببرید!!
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به میخانه میرود حافظ
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد